|
خوشنویسی | ||
|
لازم به توضیح است که علت خاصی در انتخاب این مجموعه برای بررسی نبوده ، الا در اختیار بودن مجموعه ای از خطوط ایشان که دوستان بتوانند موارد اشاره شده را یکجا مشاهده کنند . - در موارد بررسی شده از آثار استاد کابلی ، به بارزترین نکات اشاره شده و از ریز شدن در همۀ موارد پرهیز کرده ایم ــ مثلاً قطعۀ روی جلد این کتاب دارای نکاتی است که قابلیت پرداختن در یک مقالۀ مجزا را دارد ــ و نیز به جهت آوردن مصداق به ذکر یکی دو نمونه اکتفا شده است . - حتی المقدور سعی شده ، از توضیح و تفسیر پرهیز نموده و قضاوت را به دوستان هنرشناس وانهیم ؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آید . .......................................................................................................................................... ــ با نگاه به آثار این کتاب ، چیزی که در بدو امر به چشم می آید ، انتخاب مسطر چلیپای نستعلیق در تمامی آثار و عدم رعایت کرسی درست و تناسب در طول مصرع ابیات ، در اغلب آنها است . به نمونه هایی از « شفیعا » (شمارۀ 1) ، « درویش » (شمارۀ 2) ، « میرزا کوچک » (شمارۀ 3) و« سید گلستانه » (شمارۀ 4) دقت کنید : (1)
(2)
(3)
(4)
در هر چهار نمونه ،علاوه بر رعایت طول مصاریع نسبت به یکدیگر و کرسی صحیح ، از مسطر چلیپای شکسته استفاده شده ، به این صورت که به دلیل صعود انتهای مصرع و ارتفاع بیشتر سطر نسبت به خط نستعلیق ( که از اصول خط شکسته است ) و احتمال تداخل و تزاحم ، مصرع سوم ، قبل و یا در ابتدای مصرع دوم تمام شده و به حریم بیت اول وارد نمیشود .
دو اثر از آثار استاد کابلی (کتاب کلک شیدایی – صفحات 62 و 211) را ببینیم ( البته مشکل نمونۀ دوم حتی با نوشتن کلمۀ جا افتاده در مصرع دوم هم حل نمیشود ) : ــ آرامش ، نرمش طبیعی و پرهیز از آشفتگی و اغراق در اجرا یکی از اولین مواردی است که در آثار اساتید گذشته به چشم می آید . برای مثال نمونه ای از خط « شفیعا » ، را ببینیم :
به نمونه ای از آثار استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحه 154 ) نگاه میکنیم :
ــ در آثار اساتید قدیمی خصوصاً « درویش » ، ریزنویسی با رعایت تمام اصول و نسبت ها صورت میگرفته است . لطفاً به بخشی از یکی از آثار « درویش » که با قلم غبار نوشته شده و برای دیدن اصل کار حتماً باید از ذره بین استفاده کرد ، خوب توجه کنید :
ــ در آثار قدما ، حروف با دَم قلم دارای نسبت درست و طبیعی بود ، نه بزرگتر و نه کوچکتر . لطفاً به بخشی از آثار استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحات 40 ، 173 و 207) توجه کنید ( بدون درنظر گرفتن اشکال نوشتاری در مصرع اول نمونۀ اول ) : ــ یکی از اصول خط شکسته ( و هر خط دیگری ) ، استقبال و استفاده از حرکت طبیعی و فطری قلم در تحریر است که به خلق یک اثر متناسب می انجامد . لطفاً به بخشی از یکی از آثار « درویش عبدالمجید طالقانی » دقت کنید :
ــ تمام کشیده ها در آثار استاد کابلی ، نسبت به خطوط قدما ، دارای شیب بسیار زیاد ، طول بیش از حد و اندام نا متناسب هستند . به نمونه ای دیگر از آثار « درویش عبدالمجید طالقانی » توجه کنید :
ــ در آثار استاد کابلی ، دوایر راست ، بزرگتر و گودتر از حد طبیعی و دارای طول و عرض نامتناسب ، شکستگی در پیچش ، کجی محور ، شمره های نازک ، دراز و آغاز بی سر هستند . به بخشی ازیکی از آثار « درویش » و « سید گلستانه » دقت کنید :
ــ همچنین دوایر چپ در این آثار ، علاوه بر موارد اشاره شده ، دارای انحنا و درازی بیش از حد حرکت اول و اشکال در جمع شدن انتها هستند . به بخش هایی از خطوط « درویش » نگاه کنید :
ــ در آثار استاد کابلی ، حرکت آغازین « یاء » شمشیری ( متصل و منفصل) ، با گردش مچ دست ، پردور ، نازک و در ادامه با طول و عمقی بسیار بیشتر از حد متعارف و با انتهایی برگشته ، تیز و متمایل به بالا نوشته شده است . لطفاً اثری از « سید گلستانه » را ملاحظه نمایید :
ــ در آثاری از این کتاب که از «ن» معکوس استفاده شده ، این حرف با شاخصه هایی مانند : حرکت مچی ، پردور ، بی دقتی در مرکب برداری ، افتادگی به سمت چپ و پایین ، نداشتن تناسب طول و عرض ، تیزی و یکنواختی آخرین بخش « ن » معکوس ارسالی ، پرتاب بی قید و بند حرکت انتهایی و در جمع ، غلبۀ ضعف بر قوت ، تحریر شده است . به بخشی از یکی از آثار« درویش عبدالمجید طالقانی » و « سید گلستانه » توجه کنید :
ــ « ب » گرد یا « ب » تعلیقی ، یکی دیگر از حروفی است که در آثار استاد کابلی با شناسه هایی از قبیل : درازی ، عمیقی ، شکستگی کشش ، شکستگی دور و شمره و پرتاب آخرین حرکت به داخل دور ، تحریر شده است . به بخشی از آثار « درویش عبدالمجید طالقانی » ( هر چند ایشان بسیار کم از این نوع «ب» استفاده میکرده اند ) ، « میرزا کوچک » و « سید گلستانه » توجه کنید:
ــ « ن » کشیده دارای عمق زیاد ، کجی درحرکت آغازین و انتهای تیز است . به نمونه هایی از « درویش » و « سید گلستانه » توجه کنید :
ــ « میم » آغازین متصل ، کوچک، شکسته و ناقص بوده و دارای دوری است که غالباً بزرگ ، کج و نیز اغراق آمیز یا بی دقت تحریر میشود . به بخشی از یکی از آثار « درویش عبدالمجید طالقانی » نگاه می کنیم :
ــ در این آثار ، بی ثباتی ، درازی ، کجی و لرزش محسوس در دُم « میم » متصل و منفصل دیده میشود . این اثر « سید گلستانه » را ببینید : به بخش هایی از دو اثر از استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحات 132 ، 140 و 143) نگاهی بیندازید :
ــ تمام اتصالات سروی با محور کج ، تنگی و فراخی بیاض درونی و در جمع با اجرای غلط تحریر شده اند . به اثری از « سید گلستانه » توجه کنید :
ــ « سی » خوانده شدن « س » کشیده ، بدلیل وصل اشتباه کشیدۀ حقیقی « س » به کشیدۀ کاذبش . به اثری از « درویش عبدالمجید طالقانی » توجه کنید :
ــ « ف» و « ق » در این آثار با سر تیز ، تخت و کوچک تحریر شده اند . به نمونه ای از خط « سید گلستانه » و« درویش عبدالمجید طالقانی » توجه کنید :
ــ چشم « ص » دارای شکستگی ، شیب زیاد و بی تناسبی است . اثری از « سید گلستانه » را با هم می بینیم :
ــ ترکیب « کا » دارای دور غلط و شکستگی در بیاض است . نمونه ای از خط « درویش » را با هم می بینیم :
ــ سر « ع » دارای پیچش اشتباه ، نازکی ، کجی و حرکت اضافه است . به این نمونه از خط « درویش عبدالمجید طالقانی » توجه کنید :
ــ خرده حروف ، بی تناسب و دراز نوشته میشوند . اثری از « درویش عبدالمجید طالقانی » را ببینیم :
ــ تمام کشیده ها بدون تناسب تحریر شده اند . اثری از « سید گلستانه » را ببینید :
ــ غمزه ها، که یکی از عناصر ترکیبی و تزئینی در خط شکسته هستند با افراط و اغراق تحریر شده اند . اثری از « درویش عبدالمجید طالقانی » را ببینیم :
ــ زاویۀ غلط در اتصال دو « د » که تقریباً بصورت عمودی روی هم قرار گرفته اند . نمونه ای از « درویش » ، « میرزا غلامرضا » و « سید گلستانه » را ببینیم :
ــ « ط » متصل در اکثر موارد بزرگ و بی تناسب تحریر میشود . به نمونه هایی از « درویش » و « سید گلستانه » توجه کنید :
![]()
چند نمونه از آثار استاد کابلی ( کلک شیدایی - صفحات 129 و 134 ) را ببینیم : و .... یکی از رموز توفیق اساتید گذشته و قرار گرفتن ایشان در ردیف نوابغ و بزرگان ، استفاده از تجربیات گذشتگان ، آشنایی و رعایت کامل اصول و مبانی آموزشی ( که ثمرۀ آزمون و خطای متقدمان است ) ، آغاز حرکت از نقطۀ انتهایی مسیر قدما ، گلچین و پالایش کردن تکنیک های اجرایی درست و مورد قبول اهل فن ، آموزش مکتب محوری و دوری از خودمحوری در امر تعلیم و... بوده است . تحول در سیر تکاملی هنر با تغییر شتاب زده و بدون تأمل سنخیتی ندارد . همانطور که در نمونه های ارائه شده از آثار قدما ملاحظه نمودید با اینکه فاصلۀ زمانی بین اساتید ــ از شفیعا تا گلستانه ــ دو سه قرن است ولی هر کدام از این بزرگان ضمن احترام به اصول و مبانی خط شکسته و با حفظ شخصیت هنری و استفادۀ بجا از ذوق شخصی ، اقدام به ابتکار و نوآوری در این خط نموده است و جالب اینکه حتی اگر این تغییرات ــ به فرض محال ــ یک شبه پیش می آمد باز هم به دلیل رعایت اصول و مبانی خط شکسته ، پذیرفتنی بود . در اینجا مجدداً یادآوری میکنم : خلاقیت ثمرۀ اشراف و تسلط به اصول و نیز رعایت تام و تمام آن است، که البته در هنرهای سنتی در کیفیت و معنا ظهور میکند نه در کمیت و صورت . بطور مثال هیچ کدام از اساتید قدیمی در تحریر چلیپا از مسطر نستعلیق استفاده نکرده اند ، در شیب و زاویۀ درست مفردات و ترکیبات دخل و تصرف ننموده اند و یا در اقسام قلم ها ــ از خفی تا جلی ــ تناسبات درونی را رعایت کرده اند . بد نیست بطور اختصار به موضوع «خلاقیت در خوشنویسی » نظری بیندازیم . [ چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390 ] [ 10:49 ] [ طوفانی ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||