تاريخ : چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390
لازم به توضیح است که علت خاصی در انتخاب این مجموعه برای بررسی نبوده ، الا در اختیار بودن مجموعه ای از خطوط ایشان که دوستان بتوانند موارد اشاره شده را یکجا مشاهده کنند .
- در موارد بررسی شده از آثار استاد کابلی ، به بارزترین نکات اشاره شده و از ریز شدن در همۀ موارد پرهیز کرده ایم ــ مثلاً قطعۀ روی جلد این کتاب دارای نکاتی است که قابلیت پرداختن در یک مقالۀ مجزا را دارد ــ و نیز به جهت آوردن مصداق به ذکر یکی دو نمونه اکتفا شده است .
- حتی المقدور سعی شده ، از توضیح و تفسیر پرهیز نموده و قضاوت را به دوستان هنرشناس وانهیم ؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آید .
..........................................................................................................................................
ــ با نگاه به آثار این کتاب ، چیزی که در بدو امر به چشم می آید ، انتخاب مسطر چلیپای نستعلیق  در تمامی آثار و عدم رعایت کرسی درست و تناسب در طول مصرع ابیات ، در اغلب آنها است . به نمونه هایی از « شفیعا » (شمارۀ 1) ، « درویش » (شمارۀ 2) ، « میرزا کوچک » (شمارۀ 3) و« سید گلستانه » (شمارۀ 4)  دقت کنید :

(1)

 

(2)

 

(3)

 

(4)

در هر چهار نمونه ،علاوه بر رعایت طول مصاریع نسبت به یکدیگر و کرسی صحیح ، از مسطر چلیپای شکسته استفاده شده ، به این صورت که به دلیل صعود انتهای مصرع و ارتفاع بیشتر سطر نسبت به خط نستعلیق ( که از اصول خط شکسته است ) و احتمال تداخل و تزاحم ، مصرع سوم ، قبل و یا در ابتدای مصرع دوم  تمام شده و به حریم بیت اول وارد نمیشود .

 

دو اثر از آثار استاد کابلی (کتاب کلک شیدایی – صفحات 62 و 211) را ببینیم  ( البته مشکل نمونۀ دوم حتی با نوشتن کلمۀ جا افتاده در مصرع دوم هم حل نمیشود ) :

ــ آرامش ، نرمش طبیعی و پرهیز از آشفتگی و اغراق در اجرا یکی از اولین مواردی است که در آثار اساتید گذشته به چشم می آید . برای مثال نمونه ای از خط « شفیعا » ، را ببینیم :


همانطور که ملاحظه می فرمایید ، با آن که این اثر از نمونه های اولیۀ خط شکسته است و هنوز عناصر خط نستعلیق به وفور در آن یافت میشود ، ولی آرامش و نرمش طبیعی در آن موج میزند و کوچکترین اثری از تکلف ، اغراق و آشفتگی  در آن دیده نمیشود . یا به نمونه ای از خط « سید گلستانه » که در آن ، دوایر و مدّات به نحو بسیار زیبایی در جای خود قرار گرفته اند و در عین حال دارای نرمش ، آرامش طبیعی ، خلاقیت در ترکیب بندی و استحکام  است ، دقت کنید :

 

 

به نمونه ای از آثار استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحه  154 ) نگاه میکنیم :


ــ در آثار اساتید قدیمی خصوصاً « درویش » ، ریزنویسی با رعایت تمام اصول و نسبت ها صورت میگرفته است . لطفاً به بخشی از یکی از آثار « درویش » که با قلم غبار نوشته شده و برای دیدن اصل کار حتماً باید از ذره بین استفاده کرد ، خوب توجه کنید :



این اثر ، نمونه ای از ریزنویسی توأم با حضور آرامش معنوی ، وقوف به تکنیک ، اشراف به سنت ، رعایت اصول و نیز مصداق بارز رازونیاز عارفانه و مشق عاشقانه ، در یک اثر هنری است . ( لطفاً به دو ترکیب بدیع از یک بیت دقت کنید ).
حال به بخشی از یک نمونه ریز نویسی استاد کابلی ( کلک شیدایی – روی جلد ) توجه کنید :

 

 

ــ در آثار قدما ، حروف با دَم قلم  دارای نسبت درست و طبیعی بود ، نه بزرگتر و نه کوچکتر .  لطفاً به بخشی از آثار استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحات  40 ، 173 و 207) توجه کنید ( بدون درنظر گرفتن اشکال نوشتاری در مصرع اول  نمونۀ اول ) :


ــ یکی از اصول خط شکسته ( و هر خط دیگری ) ، استقبال و استفاده از حرکت طبیعی و فطری قلم در تحریر است که به خلق یک اثر متناسب می انجامد . لطفاً به بخشی از یکی از آثار « درویش عبدالمجید طالقانی »  دقت کنید :

 



همانطور که ملاحظه میکنید هیچ حرکت غیر طبیعی در حرکت دست و قلم خوشنویس در سیر نگارش این اثر دیده نمیشود و این قطعه دارای زیبایی و طنازی طبیعی ( و نه عشوه گری متکلفانه ) است . حال به نمونه ای از آثار استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحه 135)  توجه کنید :

ــ تمام کشیده ها در آثار استاد کابلی ، نسبت به خطوط قدما ، دارای شیب بسیار زیاد ، طول بیش از حد و اندام نا متناسب هستند . به نمونه ای دیگر از آثار « درویش عبدالمجید طالقانی » توجه کنید :



حال به نمونه ای از آثار استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحه 192) نگاه میکنیم :

 

ــ در آثار استاد کابلی ، دوایر راست ، بزرگتر و گودتر از حد طبیعی و دارای طول و عرض نامتناسب ، شکستگی در پیچش ، کجی محور ، شمره های نازک ، دراز و آغاز بی سر هستند . به بخشی ازیکی از آثار « درویش » و « سید گلستانه » دقت کنید :

 

 


اصالت ، استحکام ، سلامت و زیبایی را توأمان در این دوایر مشاهده میکنید . حال به بخشی  ازدو اثر از آثار استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحات 30 و 118) نگاه میکنیم :

 

ــ  همچنین دوایر چپ در این آثار ، علاوه بر موارد اشاره شده ، دارای انحنا و درازی بیش از حد حرکت اول و اشکال در جمع شدن انتها هستند . به بخش هایی از خطوط « درویش »  نگاه کنید :


برای نمونه به بخش هایی از چند اثر از آثار استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحات 48 و 208 ) توجه کنید :

ــ در آثار استاد کابلی ، حرکت آغازین « یاء » شمشیری ( متصل و منفصل) ، با گردش مچ دست ، پردور ، نازک و در ادامه با طول و عمقی بسیار بیشتر از حد متعارف و با انتهایی برگشته ، تیز و متمایل به بالا نوشته شده است .  لطفاً اثری از « سید گلستانه » را ملاحظه نمایید :


حال به دو اثر از استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحات 12 و 27) نگاه میکنیم :


همچنین میتوانید  به  صفحات 205 ، 208 و 209 کتاب هم ، نگاهی بیندازید .

ــ در آثاری از این کتاب که از «ن» معکوس استفاده شده ، این حرف با شاخصه هایی مانند : حرکت مچی ، پردور ، بی دقتی در مرکب برداری ، افتادگی به سمت چپ و پایین ، نداشتن تناسب طول و عرض ، تیزی و یکنواختی آخرین بخش « ن » معکوس ارسالی ، پرتاب بی قید و بند حرکت انتهایی و در جمع ، غلبۀ ضعف بر قوت ، تحریر شده است . به بخشی از یکی از آثار« درویش عبدالمجید طالقانی » و « سید گلستانه » توجه کنید :



به دو نمونه  از آثار استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحات 30  و 200 ) دقت کنید :

 

ــ « ب » گرد یا « ب » تعلیقی ، یکی دیگر از حروفی است که در آثار استاد کابلی با شناسه هایی از قبیل : درازی ، عمیقی ، شکستگی کشش ، شکستگی دور و شمره و پرتاب آخرین حرکت به داخل دور ، تحریر شده است . به بخشی از آثار « درویش عبدالمجید طالقانی » ( هر چند ایشان بسیار کم از این نوع «ب» استفاده میکرده اند ) ، « میرزا کوچک » و « سید گلستانه » توجه کنید:


حال به چند نمونه از آثار استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحات 20 ، 28 و 31 ) نگاه میکنیم :

 

ــ « ن » کشیده دارای عمق زیاد ، کجی درحرکت آغازین و انتهای تیز است . به نمونه هایی از « درویش » و « سید گلستانه » توجه کنید :



و دو نمونه از استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحات 63  و  172 ) :

ــ « میم » آغازین متصل ، کوچک، شکسته و ناقص بوده و دارای دوری است که غالباً بزرگ ، کج و نیز اغراق آمیز یا بی دقت تحریر میشود . به بخشی از یکی از آثار « درویش عبدالمجید طالقانی » نگاه می کنیم :



به دو نمونه از آثار استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحات 151 و 153 ) توجه کنید :

 

ــ در این آثار ، بی ثباتی ، درازی ، کجی و لرزش محسوس در دُم « میم » متصل و منفصل دیده میشود . این اثر « سید گلستانه » را ببینید :



به بخش هایی از دو اثر از استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحات  132 ، 140 و 143) نگاهی بیندازید :


 

ــ تمام اتصالات سروی  با محور کج ، تنگی و فراخی بیاض درونی و در جمع با اجرای غلط تحریر شده اند .  به اثری از « سید گلستانه » توجه کنید :



این نمونه از استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحه 185 ) را ببینیم :

 

ــ « سی » خوانده شدن « س » کشیده ، بدلیل وصل اشتباه کشیدۀ حقیقی « س » به کشیدۀ کاذبش . به اثری از « درویش عبدالمجید طالقانی » توجه کنید :

 



چند نمونه از استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحات  129و 192) را نیز با هم می بینیم :

ــ  « ف» و « ق » در این آثار با سر تیز ، تخت و کوچک تحریر شده اند . به نمونه ای از خط « سید گلستانه » و« درویش عبدالمجید طالقانی » توجه کنید :



این نمونه ای از آثار استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحه 153 و 179) :

 

ــ چشم « ص » دارای شکستگی ، شیب زیاد و بی تناسبی است . اثری از « سید گلستانه » را با هم می بینیم :



و اثری از استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحه 82 ) :

 

ــ ترکیب « کا » دارای دور غلط و شکستگی در بیاض است . نمونه ای از خط  « درویش » را با هم می بینیم :



دو نمونه از آثار استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحات  29 و 205) :

ــ  سر « ع » دارای پیچش اشتباه ، نازکی ، کجی و حرکت اضافه است . به این نمونه از خط  « درویش عبدالمجید طالقانی » توجه کنید :

 


آثاری از استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحات 64 و 71 ) را هم ببینیم :

 

 

ــ  خرده حروف ، بی تناسب و دراز نوشته میشوند . اثری از « درویش عبدالمجید طالقانی » را ببینیم :



و اثری از استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحه 186 ) :

 

 

ــ  تمام کشیده ها بدون تناسب تحریر شده اند . اثری از « سید گلستانه » را ببینید :

 


آثاری از استاد کابلی ( کلک شیدایی – صفحات  199 و  205 ) را می بینیم :

 

 

 

ــ  غمزه ها، که یکی از عناصر ترکیبی و تزئینی در خط شکسته هستند با افراط و اغراق تحریر شده اند . اثری از « درویش عبدالمجید طالقانی » را ببینیم :

 

 



از آثار استاد کابلی ( کلک شیدایی - صفحات 87 و97 ) :

 

ــ زاویۀ غلط  در اتصال دو « د » که تقریباً بصورت عمودی روی هم قرار گرفته اند . نمونه ای از « درویش » ، « میرزا غلامرضا » و « سید گلستانه » را ببینیم :

 

 



و نمونه هایی از استاد کابلی ( کلک شیدایی -  صفحات 18 ، 117 و 181 ) را می بینیم :

 

ــ « ط » متصل در اکثر موارد بزرگ و بی تناسب تحریر میشود . به نمونه هایی از « درویش » و « سید گلستانه » توجه کنید :

 

 

 

چند نمونه از آثار استاد کابلی ( کلک شیدایی - صفحات 129 و 134 ) را ببینیم :

و ....

یکی از رموز توفیق اساتید گذشته و قرار گرفتن ایشان در ردیف نوابغ و بزرگان ، استفاده از تجربیات گذشتگان ، آشنایی و رعایت کامل اصول و مبانی آموزشی ( که ثمرۀ آزمون و خطای متقدمان است ) ، آغاز حرکت از نقطۀ انتهایی مسیر قدما ، گلچین و پالایش کردن تکنیک های اجرایی درست و مورد قبول اهل فن ، آموزش مکتب محوری و دوری از خودمحوری در امر تعلیم و... بوده است . تحول در سیر تکاملی هنر با تغییر شتاب زده و بدون تأمل سنخیتی ندارد . همانطور که در نمونه های ارائه شده از آثار قدما ملاحظه نمودید با اینکه فاصلۀ زمانی بین اساتید ــ از شفیعا تا گلستانه ــ دو سه قرن است ولی هر کدام از این بزرگان ضمن احترام به اصول و مبانی خط شکسته  و با حفظ شخصیت هنری و استفادۀ بجا از ذوق شخصی ، اقدام به ابتکار و نوآوری در این خط نموده است و جالب اینکه حتی اگر این تغییرات ــ به فرض محال ــ یک شبه پیش می آمد باز هم به دلیل رعایت اصول و مبانی خط شکسته ، پذیرفتنی بود . در اینجا مجدداً یادآوری میکنم : خلاقیت ثمرۀ اشراف و تسلط به اصول و نیز رعایت تام و تمام آن است، که البته در هنرهای سنتی در کیفیت و معنا ظهور میکند نه در کمیت و صورت . بطور مثال هیچ کدام از اساتید قدیمی در تحریر چلیپا از مسطر نستعلیق استفاده نکرده اند ، در شیب و زاویۀ درست مفردات و ترکیبات دخل و تصرف ننموده اند و یا در اقسام قلم ها ــ از خفی تا جلی ــ تناسبات درونی  را رعایت کرده اند .  بد نیست بطور اختصار به موضوع «خلاقیت در خوشنویسی » نظری بیندازیم .
از اولین و اصلی ترین مراحل آموزش در هنرهای سنتی ــ و از جمله خوشنویسی ــ نقل سرمشق ها و آثار استادان پیشین به عنوان تنها راه پیشرفت و کسب مهارت بوده و هست که این عمل به ظاهر سطحی و کم اهمیت ، جذب ، ریشه دواندن و در نهایت یافتن جایگاه مستحکم در سنت را در پی دارد و تنها هنرمندانی که واقعاً صاحب قریحۀ ذاتی و حذاقت مبتنی بر سنت بوده اند توانسته اند با گذر از این دوره ، در حد خود ، دست به آفرینندگی و ابداع بزنند .
هنرجوی خوشنویسی ، با افتخار و بالندگی ، به تقلید از آثار و سرمشق های آموزندۀ والایی که مالامال از پند و حکمت بزرگان ادب ایران زمین است پرداخته و از مؤالفت با آنها درس زیبایی شناسی ، تعادل ، هماهنگی و در نهایت راستی و پاکی را فرا میگیرد . در این شیوه ، هنرجو پس از ورود به مرحلۀ پیشرفته ، دست از نقل آثار قدما برنمیدارد ، اما اکنون این عمل از روی معرفت است نه جهل و تکرار از روی تأویل است نه تمرین . نقل آگاهانه و تکرار عالمانه ، منجر به کشف زیبایی های تازه  و ارائۀ آنها در زمان خود میشود .
گذشتگان ، مشق را به سه بخش نظری ، عملی و خیالی تقسیم میکردند . نتیجۀ مشق نظری ، حک شدن اصول ظاهری خط در ذهن هنرجو ؛ ثمرۀ مشق عملی ،عینیت بخشیدن به ذهنیات و کشف دوباره و لمس اصول ظاهری در زیر دست و قلم هنرجو و محصول مشق خیالی ، تصور و تجسم تکنیک های دریافتی در دوبخش نظری و عملی  در ذهن و نهایتاً بروز خلاقیت و نوآوری در اندیشه و قلم هنرمند خوشنویس است .
همانطور که در آثار گذشتگان ــ از شفیعا تا سید گلستانه ــ شاهد بوده و نمونه هایی را نیز در متن فوق ملاحظه نمودید ، تمام این بزرگان با تکیه بر تجارب پیشینیان که در قالب اصول و مبانی خط شکسته به ما رسیده ، در حد بضاعت شخصی و البته با عنایت الهی دست به تجربیات جدید زده و با حفظ ارتباط و اتصال به اصل ، به شیوۀ خاص خود رسیده اند .
هرچند زحمات چندین سالۀ استاد کابلی در زمینۀ معرفی این خط مهجور و شریف بر کسی پوشیده نیست ولی جا دارد توصیه ای که جناب استاد امیرخانی  به طور گذرا و رندانه در انتهای مقدمۀ کتاب « کلک شیدایی » به ایشان نموده اند را یادآور شویم : « بد نیست جابجا و به اقتضا به سلاست و سادگی ، که جوهر و عیار خط  بهتر به نظر آید بیشتر توجه کنید ». زیاده عرضی نیست . تا بعد .



ارسال توسط ---

اسلایدر